خاطراتی از آن شهید عبدالرحیم اکبری 2
این جانب اسماعیل اکبری طلبه حوزه علمیه اصفهان هم درسی و هم بحثی و هم حجره ای و همبازی شهید عبدالرحیم اکبری خاطراتی از آن شهید عزیز به یاد دارم که در این جا نقل می کنم
شهید عبدالرحیم اکبری از نظر اخلاقی خیلی مهربان و آدم بی ریا و با صفایی بود
با شهید عبدالرحیم اکبری در حوزه علمیه اصفهان آشنا شدم
روزهای درس و مدرسه و زندگی در حجره و مدرسه علمیه از روزهای به یاد ماندنی و خاطره انگیزاست که به این زودی ها فراموش نمی شود
همدرس و هم بحث و هم حجره و همبازی بودن با شهید از افتخارات این جانب است که هیچ گاه فراموش نمی شود
یادم نمی رود روزهای تعطیل و ایام پنج شنبه و جمعه وقتی که مدرسه تعطیل می شد با این عزیز سری به روستایمان به نام تیمیارت می زدیم
شهید عبدالرحیم اکبری عمه ای داشتند در روستای دستگرد که به او هم سر می زدیم و شهید عبدالرحیم اکبری بسیار دوست می داشت که هر از چند گاهی به دیدن عمه اش در دستگرد برود و چقدر عمه اش از دیدنمان خوشحال می شد
یادم نیست چند بار با دو چرخه مسیر 40 کیلومتری اصفهان تا تیمیارت را با دو چرخه رکاب زدیم و با دو چرخه خودمان را به تیمیارت رساندیم
برای در امد و امرار معاش گاه گاهی هم کار می کردیم کار در مزرعه و کار کشاورزی و آبیاری و چغندر کاری و چغندر کنی وکار در ساختمان
ویهترین تفریحمان کار بود